نامه های مامان

نسخه شیخ بهایی

شب قبل خواهرم ما خواهرا وداییم زنش رو افطار باغشون دعوت کرده بوود..خیلی خوشگل شده بود باغشون..اول هیچی نداشت..الان بروببین..چه درختایی !چه گل هایی .. چه پله ها وآبشارمصنوعی توش درست کردن..البته چون شوهرش باغ رو با بردادرشوهرش شریکه ..بیشتر کارا رو براردشوهرش انجام میده.. .سفره رو زیر یه درخت گردو که یه آلاچیق  زیرش بود پهن کرده بودن ..طوری بود که پشتی ها مانع رفتن بچه های کوچیک به بیرون آلاچیق میشد.. وقتی چایی روخوردیم این خواهر زاده هام مامان مامان گفتنشون گرفته بود..با اینکه من ازهمه خواهرام کوچیکترم ..ولی ازهمشون بیشتربچه دوست دارم..پسر خواهربزرگم محمد صادق ..گفت مامان ..مامان !!بیخودا! هرچی میگفت چی میخوای ..جواب نمیدادوفقط میگفت مامان...
30 تير 1392

بنام مهربانت خدای من...

  ای خدای مهربان ورحیم...ای درگذرنده ی دستگیر..ای عظیم شفابخش....سلام به روی ماه پاره ات! خدای عزیزم ..توهمه چیزمن هستی..خدای مهربانم دراین ساعات میانی روز ۱۱ از ماه مبارک شده ات... دستانم را به سوی آستانت بالا می آورم وازتوشفا میخواهم ..خدای بزرگم ازتومیخواهم مرا در راهی که مرا به تو میرساند قرار دهی وبه این مخلوق کوچکت رحم آوری.. آری تو مهربان هستی..دستانم را میگیری ومرا به رویا ها میبری... میدانم تومرا زیاد دوست داری..دوست داشتنی که تنها میتوان آن را درقصه هاخواند.. ای نهایت بخشش وکرامت ..خداوندخوبم مرا درلحظه هایت به یاد آور..بنده ای را به یاد آور ... که  جز تونه کسی راندارد ونه کسی را میشناسد... مرا درعطرخود بیامیز..مرا...
29 تير 1392

[عنوان ندارد]

خدای مهربووووونم ....سلام عشقم دلم برات تنگ شده بودشاااااااااااااا..شکررررررررررررررت که نت خونمودوباره وصل کردی ..شکرررررت که همیشه هواموداری...بوووووووس به روی ماهت ... + بهارخانومی عزیزم...ممنونم به خاطر لطفی که درحقم کردی .برام خیلی باارزشه..الهی توهم به همه ارزوهای قشنگت برسی دوستم ...
28 تير 1392

دوستت دارم خدا

بنام خودت خدا ی مهربووووونم الان که مینویسم بعد ازیه خواب تقریبا ۲ ساعته ست...خیلی خسته شده بودم..ازاول صبح که رفتم با مامان کلینیک پیش دکترم.خیلی گرم بود.کولرماشین مامان به نظرم گارنداشت اصلا خنک نمیکرد.. چندتا ازخانوم  ها هم اونجا بودن که نوبت داشتیم و باهم صحبت کردیم ..همه ازشهرهای اطراف بودن..ازدونفرپرسیدم درمورد دکترم..البته مطمئن بودما ....ولی خب ..گفتم باز بپرسم.یکیشون که یه بارسقط داشت وکوتاژ شده بود  میگفت یکی ازاقواممون بعددوازده سال اومده پیش خانموم دکتر دوقلو حامله شده ...الانم دوتا پسر داره..!من عاشق دوقولوی پسرم ..انقده دوست دارم باهم کشتی بگیرن..باهم شوخی کنن...بزنن همو..بعد منم وسط بزن بزنشون برم هردوتاشونوبزنم. ..خخخخ .....
24 تير 1392

stay strong

  نمي گويم زندگي كارساده ايي است. نمي گويم هميشه خوشاينداست .  اماباتمام مشكلاتي كه برايمان پيش مي آيد. زندگي .... ازماانساني بهترونيرومندترميسازد :)     ...
22 تير 1392

[عنوان ندارد]

  فقط برای من وتو خدای خوبم ای خدا جون من به کی بگم...توکه خودت میدونی به هرکی جزتوبگم جزکوچیکی چیزی برام نمیمونه..خداجون ..من میخواستم بزرگ شم که ازمامانم مواظبت کنم..که کنارش باشم...ولی نمیذاره...میخواستم امشب برم افطارپیش مامان وزهره ولی نذاشت..خدایا ...کمکم کن...توکه مواظب همه بنده هاتی که درد دل شون رومیدونی...خدایا چه اشتباهی کردم توانتخابم..عین سگ پشیمونم..خداجون..خدایا من دیگه توهیج کاری دعانمیکنم..خودت هرچی باعث ارامش زندگیم میشه بهم ببخش..فقط سلامتی ومرگ آسون..ایمان به خودت ویدون گناه باشم..رزق وروزی روهم میرسونی ..واسه بچه هم دیگه دعانمیکنم..اگه صلاحه به من ببخش ..اگه نه که.. خداجووون تواین دنیا هیجی ازعشق نصیبم نشد .اواون ...
20 تير 1392

بامداد

ای خداوند! ای خداوند.. به سخنان من گوش بده در تفکر من تامل فرما ! ای  خداوند... به آواز فریادم توجه کن زیرا که نزد تو دعا می کنم..... ای خداوند مهربان...صبحگاهان آواز مرا خواهی شنید ...... بامدادان دعای خود را نزد تو آراسته می کنم و انتظار می کشم ..... ...
20 تير 1392

جلال

" خدا شکست نمی خورد و وا نمی ماند . زیرا " کارهای خداوند عظیم و عجیب است. کار او جلال و کبریایی است." اگر راهها و چاره ها را به خدا بسپارید ، هر خیر و خوشی به ظاهر محالی را می توانید از او انتظار داشته باشید. اما هرگز برای خدا تکلیف تعیین نکنید. یعنی نگویید از کدام راه می خواهید به خواسته خود برسید. یا از خود نپرسید:" ایا واقعا ممکن است؟" خدا نه تنها بخشاینده بلکه خود موهبت نیز هست . و تدابیر حیرت انگیز خود را می افریند. این عبارت را تکرار کنید:" من از خدای بخشاینده نمی توانم جدا شوم. پس از موهبت او نیز جدایی ناپذیرم. زیرا هر موهبت تجلی خداست." طریق خود را به خداوند بسپار. و بر وی توکل کن که ان را انجام خواهد داد......
19 تير 1392

رمضانی دیگر...

سلام خداجونم ...سلام مهربونم..سلام خدای خوبی ها و اعجازهااااااااااااااا.. خداجونم بدون خیلی دوستت دارم ..واگرنباشی من خل خواهم شد!این حقیقته که تنها خودت میدونی ..چون توتنهاکسی هستی که منو خوب میشناسی عزیزدلمممممم +اول ازهمه ۲۴ وقت دکتردارم تا ببینم مرحله بعدی درمانم چیه؟میشه خداجوون یه فکری توسراین خانوم دکتر بندازی تا اینبار دیگه مامان شم؟ +بعدشم امشب ماه مبارک رمضان شروع میشه ...کلی اعمال واسه شب اول ماه هست که دوست دارم انجام بدمشون..مخصوصا غسلشو... خدایاااااااااااااااخیلی  خوشحالممممممم واسه ماه رمضون .....مخصوصاواسه لحظات افطار ...یعنی عاشق حمله به سفره هستماااااااااا.. +سریال هارو هم فقط مال شبکه سه رواحتمالا ببینم..نمیدونم چ...
18 تير 1392

روزه

کاش تهران بودم خداجوون!!..اونوقت برام رفتن پیش دکترای مختلف راحتربود...نمیدونم همین دکتر خوبه یانه ..؟فقط میدونم با دوبار آی یو آی که کردم وجواب منفی بوده منوداره تا مرز آی وی اف میبره... امروز به همسری گفتم فردا رونذرکنیم روزه بگیریم خدا بهمون بچه بده ...بهم گفت :..عزیزم ! من چرا هرچی بهت میگم نمی فهمی ! هرچی خدا بخواد بذاراتفاق بیفته..خداوند اگربخواد خودش بهمون میده..چرا راضی نیستی به رضای اون ..چرا به زور میخوای ازش بچه بگیری...؟ قبلاهم همینوگفته بود ..به مامانم اونسری گفتم ..مامان میگه اون ایمانش خیلی قویه..خیلی ازتوبیشتره ...ایمانی که اون به خدا ومحبتش داره روهرکسی نداره!! خداجووونم !دوستت دارم...کمکم کن ایمانم روز به روز به محبتت بیش...
17 تير 1392